قدرت احمد بن حافظ

27

بهج الحذاقت ( فارسى )

اكل روىتر است و برين هم مردم حار معده از خوردن آب در ميان طعام منتفع شوند و بعضى ضعيف الاشتهام باشند هرگاه آب سرد خورند اشتها قوى گردد بسبب تعديل حرارت معده و آب خوردن ناهار و بعد حركت خصوصا جماع و بعد مسهل قوى و بعد حمام و بر فواكه خصوصا خربزه روى بسيارست درين صورتها اگر ضرورت افتد از كوزه تنگ دهن بمكيدن قدرى آب بخورد و لب تشنگى از بلغم شور يا لزج باشد و هرگاه آب خورده شود تشنگى افزايد و اگر آب صبر نمايند تسكين يابند بسبب نضج ماده معطشه و گداختن آن لهذا اكثر باشياء حاره مثل عسل اين تشنگى دفع شود ف [ غذا بتمامه جزو بدن نگردد ] بايد دانست كه غذا بتمامه جزو بدن نگردد بلكه وقت هضم چيزى از فضلات بماند پس چون مدتى گذشته شود و كثير گردد البته مفرت بخشد خواه به كيفيت خود گرمى كند بذات خود بسبب عفونت و يا سردى نمايد بذات خود يا بسبب فرونشستن حرارت غريزى و خواه بكميت خود كه بند كند مجارى را او گران نمايد بدن را و موجب امراض احتباس گردد و اگر خارج كرده شود اين فضله بدن بادويه متاذى گردد چه اكثر ادويه سمى باشد و نيز بسبب اينكه برآمدن صالح يا فاسد خالى نيست پس اين فضله بهرگونه ضرر رسانند خواه گذاشته شوند خواه مستفرغ كردند پس بدانكه اگر رياضت باعتدال مستعمل شود در وقت خود و ديگر تدبيرات هم نيك باشند هرآئينه از توتير اسباب منع توليد اين فضلات است زيرا كه رياضت گرم كند اعضا را وسائل زايد فضلات را پس جمع شدن ندهد و بدن را خفت و نشاط بخشد و قابل غذا كند و سخت گرداند مفاصل را و قوى سازد او تار و رباطات را و نگاهدارد از جميع امراض ماديه و اكثر امراض ساذجه و وقت رياضت بعد فرود آمدن غذا از معده و كمال هضم آنست نه وقت پرى معده و نه وقت خلو آن و رياضت معتدله آنست كه سرخ شود از ان بشره و بلند گردد و عرق ظاهر كند و اما ؟ ؟ ؟ وزد شبكه در ان عرق بسيار آيد معتدل نيست و هر عضوى كه رياضت داده شود قوى گردد خصوصا بر چيزى كه به آن رياضت كنند مثلا اگر دست را به برداشتن بار رياضت دهند و همين كار قوى گردد بلكه هر قوت را همين حال است پس اگر كثرت حفظ كند حافظ قوى شود و على هذا القياس و براى هر عضو رياضت مخصوصه باشد پس براى سينه قراءت ؟ ؟ ؟ است و بايد كه آغاز ؟ ؟ ؟ خفى كند و تا ؟ ؟ ؟ رساند بتدريج و براى سمع شنيدن نعمتهاى لذيذ و براى بصر خواندن خط